به گزارش پرشین خبر؛ با این دیدگاه اکنون می توان به ناترازی برق نیز به عنوان بحرانی نگاه کرد که می تواند به فرصتی برای بازسازی اقتصاد آن تبدیل و به زمینهای برای مردمی سازی صنعت برق منجر شود.
در واقع اکنون ناترازی برق دیگر صرفاً یک مسئله فنی در صنعت برق نیست. امروز آثار آن را میتوان در تولید، اشتغال، سرمایهگذاری و حتی تصمیمهای روزمره بنگاههای اقتصادی مشاهده کرد. هر محدودیت در تأمین برق صنایع، در نهایت میتواند به کاهش تولید، افزایش هزینه و فشار بیشتر بر اقتصاد کشور منجر شود.
از این منظر، حل ناترازی برق را نباید فقط وظیفه یک دستگاه اجرایی دانست. کشور برای عبور از این وضعیت به توسعه سریع ظرفیت تولید برق، افزایش بهرهوری و مهمتر از همه، بسیج منابع مالی جدید نیاز دارد.
در میان راهکارهای متعددی که برای این موضوع مطرح می شود، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر، بهویژه نیروگاههای خورشیدی، یکی از مسیرهای جدی پیشروی ماست که میتواند در کاهش ناترازی موثر باشد چرا که ایران از ظرفیت قابلتوجه تابش خورشیدی برخوردار است و در سالهای اخیر نیز سرعت توسعه این بخش افزایش یافته است. با این حال، فاصله میان ظرفیت موجود و نیاز شبکه به اندازهای است که نمیتوان تأمین مالی پروژههای جدید را صرفاً به بودجههای عمومی و منابع دولتی محدود کرد. اینجاست که بازار سرمایه میتواند نقش متفاوتی ایفا کند.
تا امروز بخش مهمی از نگاه ما به بازار سرمایه حول تأمین مالی بنگاهها شکل گرفته است؛ اما ظرفیت این بازار بسیار فراتر از آن است. بورس انرژی ایران میتواند سرمایههای خرد و کلان را به سمت ساخت زیرساختهای واقعی کشور هدایت کند؛ زیرساختهایی که هم دارایی مولد ایجاد میکنند و هم به حل یک مسئله ملی کمک میکنند.
صندوق پروژه نیروگاههای خورشیدی «نور» یکی از گامها در همین مسیر است.
این صندوق با مجموعهای از ۱۰۶ نیروگاه خورشیدی و ظرفیت مجموع ۵۰۰ مگاوات طراحی شده است. نکته مهم این است که با پروژهای صرفاً روی کاغذ مواجه نیستیم؛ بخش قابلتوجهی از مسیر اجرایی نیروگاهها طی شده و تعدادی از پروژهها نیز به مرحله اتصال به شبکه رسیدهاند به طوری که اکنون نزدیک به ۶۰ درصد از پروژه های شامل این صندوق پروژه احداث و به شبکه برق متصل شده است که این به معنای شروع درآمدزایی از نقطه شروع پذیره نویسی برای کسانی است که سهام این صندوق را خریداری کنند.
در واقع هدف اصلی از این اقدام، ایجاد پلی میان سرمایه و زیرساخت است؛ بهگونهای که مردم، سرمایهگذاران نهادی و صنایع بتوانند از طریق یک سازوکار شفاف بازار سرمایه در توسعه ظرفیت تولید برق کشور مشارکت کنند.
در این مدل، سرمایهگذار تنها خریدار یک دارایی مالی نیست؛ سرمایه او در تکمیل پروژههایی قرار میگیرد که نتیجه نهایی آنها تولید برق در عین حفظ سرمایه است.
این موضوع برای صنایع نیز اهمیت ویژهای دارد. صنایع انرژیبر کشور از یک سو با مسئله تأمین پایدار برق مواجهاند و از سوی دیگر، بر اساس قوانین موجود باید بخشی از برق مصرفی خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کنند. ایجاد ابزارهای مالی مناسب میتواند به آنها اجازه دهد به جای ورود مستقیم و بعضاً پرهزینه به ساخت و مدیریت نیروگاه، از ظرفیت یک ساختار تخصصی و تحت نظارت بازار سرمایه استفاده کنند.
به همین دلیل، ناترازی برق را میتوان از زاویه دیگری نیز دید.
این ناترازی، در کنار تمام دشواریهایی که ایجاد کرده، تقاضای واقعی و مستمری برای سرمایهگذاری در صنعت برق به وجود آورده است.
وقتی کشور به ظرفیت جدید تولید نیاز دارد، سرمایهگذاری در احداث نیروگاه از یک فعالیت صرفاً توسعهای به یک ضرورت اقتصادی تبدیل میشود. هنر سیاستگذاری آن است که این نیاز را به یک فرصت شفاف، قابل ارزیابی و قابل مشارکت برای سرمایهگذاران تبدیل کند.
البته باید تأکید کرد که «فرصت سرمایهگذاری» به معنای حذف ریسک نیست. هر صندوق پروژه باید بر مبنای اطلاعات شفاف، گزارشهای مالی، میزان پیشرفت واقعی، ساختار درآمد، هزینههای تکمیل، ریسکهای اجرایی و نظارت مستمر ارزیابی شود.
سرمایهگذار باید بتواند بداند منابع واردشده به صندوق در کجا مصرف میشود، هر پروژه چه میزان پیشرفت دارد، چه زمانی وارد مدار خواهد شد و درآمد حاصل از تولید و فروش برق چگونهبه منافع دارندگان واحدهای صندوق مرتبط میشود.
اگر این شفافیت بهدرستی برقرار شود، صندوق پروژه «نور» میتواند فراتر از یک پذیرهنویسی باشد.
موفقیت این تجربه میتواند مسیر تازهای برای تأمین مالی پروژههای زیرساختی کشور باز کند؛ مسیری که در آن دولت الزاماً سرمایهگذار و بنگاهدار اصلی نیست، بلکه زمینه را برای ورود سرمایههای مردم، صنایع و نهادهای مالی فراهم میکند.
کشور برای حل ناترازی برق به هزاران مگاوات ظرفیت جدید نیاز دارد. تأمین چنین حجمی از سرمایه بدون مشارکت بخش خصوصی و بازار سرمایه دشوار خواهد بود.
از این رو، مسئله امروز فقط ساخت نیروگاه نیست؛ مسئله، ساخت یک مدل پایدار برای تأمین مالی توسعه نیروگاههاست.
به همین دلیل اگر از مسیر بورس انرژی ایران، بتوانیم سرمایههای پراکنده را به پروژههای واقعی، شفاف و مولد متصل کنیم، ناترازی برق تنها یک بحران نخواهد بود؛ میتواند به نقطه آغاز شکلگیری یک بازار جدید سرمایهگذاری در زیرساخت انرژی کشور تبدیل شود.
از محسن طرزطلب معاون وزیر نیرو و رئیس سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق ساتبا























پایگاه خبری تحلیلی پرشین خبر در راستای اطلاع رسانی صحیح، اخبار تحلیلی اقتصادی – اجتماعی را منتشر می نماید.